گپ و گفت فارس با دکتر محمدباقر نجف زاده بارفروش/2و پایانی
آینده ادبیات انقلاب اسلامی را پر جنبش و پر از ارزش می‌بینم

خبرگزاری فارس: باید حمایت دولتی باشد. چون که بدون حمایت مالی دولتی اصلاً امکان ندارد. من به ناشری پیشنهاد کردم که «فرهنگ شاعران جنگ» را ادامه دهید، او گفت: من چنین کاری را انجام نمی‌دهم، به دلیل اینکه روی دستم می‌ماند!

خبرگزاری فارس: آینده ادبیات انقلاب اسلامی را پر جنبش و پر از ارزش می‌بینم

به گزارش خبرنگار ادبیات انقلاب اسلامی؛ دیروز قسمت اول مصاحبه فارس با دکتر نجف زاده را خواندید. حال ادامه ی صحبت های استاد را با هم می خوانیم:

 

 

فارس: شما در چه سالی وارد مقطع فوق لیسانس شدید؟

من مقطع کارشناسی را که تمام کردم بلافاصله وارد مقطع کارشناسی ارشد شدم.

 

فارس: در همان دانشگاه تهران؟

من هر سه مقطع را در دانشگاه تهران گذراندم

 

فارس: پایان نامه شما در مقطع فوق لیسانس چه بود؟

چنانکه عرض کردم «قصه در قرآن» بود.

 

فارس: به راهنمایی و مشاوره کدام استاد؟

به راهنمایی استاد «دکتر محمود شکیب» و مشاوره «دکتر غلامرضا ستوده». بعد از دوره فوق لیسانس وارد مقطع دکتری در همان دانشگاه تهران شدم که امتحان ورودی و پایانی بسیار سختی را گذراندم. هم ورودی و هم پایانی که امتحان جامعی بود را با آقای «دکتر شهیدی» که عظمتی داشتند و در کارشان بسیار جدی بودند گذراندیم. در این دوره هم با دوستان و بزرگواران دیگری هم دوره بودیم.

 

فارس: رساله دکترای شما چه بود؟

«ادبیات داستانی در ایران از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی» با راهنمایی استاد دکتر غلامرضا ستوده و مشاوره پنج تن از فرهیختگان دیگر.

 

فارس: آن پنج نفر را نام ببرید.

دکتر برات زنجانی ، دکتر مظاهر مصفا، دکتر اسماعیل حاکمی، دکتر منوچهر اکبری و یک استاد دیگر که الان حضور ذهن ندارم و نام او را فراموش کردم.

 

فارس: از جلسه دفاع رساله خود برایمان بگویید.

خیلی با شکوه بود و نزدیک 45 دقیقه آن را شبکه سه سیما پخش کرد.

 

فارس: چه سالی؟

سال 82 بود که دفاعیه من در دانشگاه تهران انجام شد. اما باشکوه ترین دفاع من همان دوره فوق لیسانس بود که «علی محمد افغانی»، «احمد محمود» و مرحوم «کیومرث صامری»، «قیصر امین‌پور» دوست و همکلاسی من، «دکتر امیر بانو کریمی» همسر «دکتر مظاهر کریمی»، «یادگار امیری»، «مرحوم محمد پوریانی» همکار من در روزنامه و مجله اطلاعات هفتگی و بسیاری دیگر از بزرگواران حضور داشتند.

 

 

* انتقادم این بود که باید قلمرو ادبیات را از حالت انحصاری در بیاورید

 

فارس: در رابطه با همین اساتیدی که فرمودید، مخصوصا «دکتر قیصر امین‌پور» بیشتر برای ما صحبت بفرمایید.

قیصر از آغاز یک آدم مخصوص و تودار بود. البته آن زمان من به او انتقادهایی داشتم و انتقادم هم این بود که باید قلمرو ادبیات را از حالت انحصاری در بیاورید.

 

فارس: یعنی چه؟

می‌گفتم که شما باندبازی نکنید. یعنی هر کس که وارد جرگه شما شد نویسنده و شاعر بزرگی است و اگر وارد جرگه شما نشد بیرونش نکنید. او هم احترام من را داشت و توپ و تشرها و انتقادهای مرا گوش می‌داد. قیصر شاعر خوش‌اندیشی بود و غم‌های پنهانی او را آزار می‌داد.

 

فارس: چه غم‌هائی؟

اجازه دهید که آن را فاکتور بگیرم. ولی خوب یادش بخیر زمانی که در خوابگاه بودیم، پدرش سه بار از دزفول به دیدن ما آمده بود که برای ما لیموشیرین می‌آورد و ما با چای می‌خوردیم و همان‌ موقع‌ها بود که فهمیدم لیموشیرین محصول دزفول و آن طرف‌هاست و هیچ وقت قیصر اجازه نمی‌داد که من چایی را بدون لیموشیرین بخورم. و قیصر خیلی هم هوای من را داشت و نگران بیماری من بود و بعد هم که در جاده شمال تصادف کرده بود و من به دیدن او می‌رفتم، خیلی اظهار ناراحتی می‌کردند.

 

 

* قیصر انتقاد را پذیرفت و گفت این نخستین تجربه‌ی من است

 

فارس: نظر شما راجع به شعرهای قیصر چیست؟

قیصر شاعر مطرح و نواندیشی است و البته انتقادهایی هم بر شعر او هست؛ مثلا یک شعری دارد که «جلد شناسنامه‌ها درد می‌کند».

بله، قیصر سعی کرده بود که از صنعت تشخیص استفاده کند که این قشنگ نبود و خاطرم هست یکی از همشهریان ایشان که خیلی هم منتقد معروفی است -که نام او را فراموش کردم- از او خیلی انتقاد می‌‌کرد و من هم این انتقاد را به او انتقال داده بودم که قیصر این انتقاد را پذیرفته بود و می‌گفت که این نخستین تجربه‌های من است و من هنوز تجربه‌های ادبی را نیاموخته بودم. ما مانند قیصر عزیز زیاد داریم. قیصر عزیزمان بهمراه سید حسن حسینی و دیگران خیلی زحمت کشیدند.

 

فارس: برویم در مورد دکتر سید حسن حسینی. شما با دکتر «سید حسن حسینی» هم رفاقت و دوستی داشتید؟

اتفاقا با دکتر «سید حسن حسینی» هم مأنوس بودم. انصافا «سید حسن حسینی» در ادبیات معاصر سهمی درخور را به خود اختصاص داده است. باید از شعر و نواندیشی‌های ایشان و دوستان دیگر مانند ساعد باقری و بزرگواران یاد ‌کنیم.

 

 

* شعر سلمان هراتی از حیث زبان و بیان سرشار از زلالی و نوآوری است

 

فارس: شما کتابی دارید به نام «فرهنگ شاعران جنگ و مقاومت»‌و در آن از افرادی نه نام قیصر امین‌پور و سید حسن حسینی نام برده‌اید. اما یکسری‌های دیگر که باید در آن باشند نیستند که سر آن بحث است.

نام «سلمان هراتی» را در این کتاب وزین آورده‌اید، در رابطه با ارتباط خود با سلمان هراتی،‌در رابطه با شعر سلمان هراتی با توجه به اینکه هر دو شما ارجمندان اهل شمال هستید که مفصل در باره او صحبت کنید.

من نه اینکه همشهری و هم استانی هستیم حس ناسیونالیستی داشته باشم، یک کتابی دارم که جزء کتاب‌های درسی دانشگاه است به نام «برگزیده متون ادب پارسی» که انتشارات آوای نور آن را چاپ کرده است و به چاپ هفدهم هم رسیده است. از نسل ما یکی از آنها «سلمان هراتی» بود که شعرش از حیث زبان و بیان سرشار از زلالی و نوآوری است. شما ببینید که یک معلم روستایی به چه زبان و بیانی دست پیدا کرده بود که نو بود و همواره هم نو باقی می‌ماند. بسیاری از شاعران را ما داریم که مقطعی هستند و بعضی از آثار یا شمارگانی از آثار آنها تاریه مصرف دارد و زود تمام می‌شود. اما شما می‌بینید که آثار «سلمان هراتی» از حیث زبان و بیان انکارناپذیر است. به همین روی معتقدم در شعر بعد از انقلاب سروده‌های سلمان جلوتر از همه است. من این جوان عزیز و شاعر فرزانه را بارها دیده بودم. او هرگاه که به تهران می‌آمد، ابتدا به کاشان سر قبر سهراب سپهری می‌رفت و بازمی‌گشت و سپس به خوابگاه به دیدن من و مرحوم قیصر می‌آمد.

 

فارس: شعر سلمان به شعر سهراب هم خیلی نزدیک است.

تاثیرپذیری سلمان بیشتر از سهراب سپهری است.

 

فارس: به همین دلیل ابتدا به مزار سهراب می‌رفت و سپس به تهران باز می‌گشت.

بله، سلمان هم در نثر و هم در شعر به زبانی دست یافته بود که سرشار از نوآوری بود.

 

فارس: ولی حیف که زود از میان ما رفت.

بله، حیف که زود چراغ دانش و عمرش فرو نشست و به خاموشی گرایید.

 

فارس: گاهی اوقات شعرهایی که سلمان دارد فضای کاریکاتور در آن هست. البته کار کاریکاتوری که اندیشمندانه و متفکرانه است. مثلا می‌گوید افسوس که نیستی، اگر نه یک شاخه گل محمدی به تو می‌دادم/ تا با عطر آن تمام دیکتاتورها را مسموم کنی.

خیلی زیباست! عرض کردم تمام مضامین و مطالبی که مرحوم «سلمان هراتی»، چه «دری به خانه خورشید»، چه «از آسمان سبز»، چه «از این ستاره تا آن ستاره» که مربوط به ادبیات کودک است و بعدها که مجموعه آثارش را حوزه هنری جمع کرد متفکرانه، اندیشمندانه و نو است.

 

فارس: البته مجموعه آثار او را مرحوم «قیصر امین‌پور» جمع کرد و یک مقدمه‌ای هم برای آن نوشت و دفتر شعر جوان هم آن را چاپ کرد که کار خیلی قشنگی است.

بله، دوست من «سید ضیاءالدین شفیعی» هم یک کارهایی کرده بود.

 

 

* شاعر تنها خالق کلمات نیست؛ خالق پیام، اندیشه و مضامین نیز هست

 

فارس:‌بله، بله یک کتاب داستانی را ایشان زحمت کشیدند به نام «بیدارتر از صبح» و یک کتاب یادنامه به نام «سرود مرد غریب».

بله، همین‌طور است، دوستانی که علاقمند بودند کارهایی را در رابطه با سلمان انجام دادند. خود مرحوم «قیصر امین‌پور» این کار را قبل از چاپ به من نشان دادند و اینها همه نشان‌دهنده دل‌بستگی دوستان به مرحوم «سلمان‌» بود. «سلمان» که به خوابگاه امیرآباد به دیدن ما می‌آمد حتی چند ضرب‌المثل گفته بود و به من می‌گفت که آن را در صفحه فرهنگ مردم مجله اطلاعات هفتگی بزن، اما اسم اصلی مرا نزن. یادش بخیر وقتی که با هم صحبت می‌کردیم به من می‌گفت: شما اندیشه‌‌هایی را برای من می‌گویید که من از آنها غافل بودم. من به او می‌گفتم شاعر تنها خالق کلمات نیست، خالق پیام، اندیشه و مضامین نیز هست. شما ببینید بسیاری از شاعران مانند «فونتن» «مارتین» و شاعران و نویسندگان دیگر، روزگارانی به موفقیت دست پیدا کردند که حرفی برای گفتن داشتند و ایشان هم حرف مرا تایید می‌کردند و می‌گفتند همینطور است؛ ما جوانان که وارد شعر و ادب می‌شویم برای رسیدن به شهرت خیلی عجله داریم. اما وقتی می‌بینیم که هنوز باید بیاموزیم و برای رسیدن به شهرت زود است آن وقت به حرف، پیام و نظریه شما می‌رسیم. سلمان با اینکه تحصیلات کلاسیک عالی نداشت و تا فوق دیپلم خوانده بود و معلمی در روستا بود، اما حرف‌های تازه‌ای برای گفتن داشت که شاعران دیگر غرق در کلاسیک و سنت‌گرایی صرف و مخدوش و مضموم و دور شده غرق بودند ولی ایشان می‌گفتند که ما باید زبان نویی در حوزه شعر داشته باشیم.

 

 

* به قیصر پیشنهاد داده بودم که وارد ادبیات روزنامه‌نگاری شود

 

فارس: یکسری سلسله جلسات شعری در حوزه هنری آن سال‌ها برگزار می‌شد. آیا شما هم به عنوان دوست سلمان، قیصر و سید حسن حسینی در آن جلسات شرکت می‌کردید؟

بله، گاه‌گاهی به جهت اینکه سری به دوستان بزنم و در کنار آنها باشم، می‌رفتم ولی چونکه در آن زمان من با آقای «سید مهدی شجاعی» ضمیمه ادبی «صحیفه» را در روزنامه جمهوری اسلامی چاپ می‌کردیم و بعد هم با آقای گرمارودی «گل چرخ» که ضمیمه ادبی کیهان فرهنگی بود را کار می‌کردیم. مشغله من زیاد بود و حتی نظریه‌ای هم به قیصر داده بودم که شما هم باید وارد ادبیات روزنامه‌نگاری بشوید. چونکه اگر در روزنامه‌نگاری نیایید حرفی برای گفتن نخواهید داشت. شما نمی‌توانید خودتان را فقط در حوزه هنری محدود کنید و باید از انحصار آن در بیایید و کارتان را باید گسترش دهید.

 

فارس: البته خودشان این کار را هم کردند. ارتباط حضرتعالی با هفته نامه اطلاعات هفتگی چگونه بود؟

چونکه من در کتاب ارجمند «فرهنگ شاعران جنگ و مقاومت» دیده‌ام که بیشتر پاورقی‌های کتاب ارجاع به اطلاعات هفتگی است. پس از تعطیلی «گل چرخ» که آن را با‌ آقای گرمارودی در روزنامه اطلاعات چاپ می‌کردیم، چند ماهی را در تحریریه روزنامه بودم تا اینکه آقای «فتح‌الله جوادی آملی» سردبیر هفته نامه اطلاعات هفتگی به من گفتند که ما می‌خواهیم سطح اطلاعات هفتگی را افزایش دهیم و آن را از عامه‌پسند بودن کمی به در بیاوریم.

 

فارس: البته موفق هم شدند.

بله، همین‌طور است. لذا از من دعوت کردند که در اطلاعات هفتگی با آنها همکاری داشته باشم و علیرغم مخالفتی که مسئولین آن زمان روزنامه اطلاعات داشتند و حتی با من به سر ستیز برخاستند، من دعوت ایشان را پذیرفتم و با آقای «فتح‌الله جوادی آملی» همکاری خودم را شروع کردم و پرشورترین روزگاران اطلاعات هفتگی در عصر انقلاب زمانی بود که من، آقای محمدرضا مهدیزاده، آقای محمود اکبرزاده و آقای «بهمن دری» به همراهی حاج آقا فتح‌الله جوادی آملی آن را اداره می‌کردیم که بعد از ما دیگر این دوران را به دست نیاورد.

 

 

* کاری کردم تا اطلاعات هفتگی از عامه پسند بودن صرف به در آید

 

فارس: مسئولیت صفحه شعر آن را آقای «محمدرضا مهدیزاده» به عهده داشتند؟

بله، صفحه شعر آن را استاد عزیز ما «محمدرضا مهدیزاده» انجام می‌دادند. مبتکر صفحه فرهنگ مردم من بودم و هر از گاهی مقالات ادبی در مورد شهریار، پروین اعتصامی، رهی معیری و شاعران و نویسندگان دیگر با توجه به مناسبت‌های مختلف در آن درج می‌کردم و این کارها باعث شد تا اطلاعات هفتگی از عامه پسند بودن صرف به در آید. معتقدم در آن زمان هفته نامه اطلاعات خیلی جلوتر از روزگارانی قبل از انقلاب بود که تیراژ وسیعی داشت و از فرصت‌هایی که من در اطلاعات هفتگی داشتم این بود که شمارگانی از کتاب‌هایم را در آنجا نوشتم و موفق هم بود. عرض کردم کتاب‌هایی که الان ندارم و چاپ هم شده است مانند کتاب «دانش حدیث» که کتاب سال شده بود و یا کتاب دیگری که مجموعه نثرهای عاشقانه من است که انتشارات نیستان آن را چاپ کرده است و آن زمان آن را «دکتر مهدی حمیدی شیرازی» دیده بودند و مرا مورد لطف خودشان قرار داده بودند.

 

فارس:‌ دکتر حمیدی شیرازی راجع به آن چه گفته بودند؟

ای کاش من حیا نمی‌کردم و از ایشان دست خطی می‌گرفتم. دکتر حمیدی شیرازی، دکتر مظاهر مصفا، دکتر خانلری، دکتر اسماعیل حاکمی، دکتر شفیعی کدکنی، دکتر زرین‌کوب و بزرگانی دیگر این کتاب را دیده بودند و مرا مورد لطف قرار داده بودند. هم آن نثر، هم این کتاب «مثل یک خواب» و هم این مجموعه نثر ادبی دفاع مقدسم به نام «تمام فصل‌ها بوی تو را می‌دهند» از حوزه نثر معاصر سهم من است. یک مجموعه نثر دیگری دارم که بسیار عاشقانه است و هیچ کس فکر نمی‌کرد که منِ طلبه در حوزه نثر عاشقانه فعالیت کنم.

 

فارس: نام آن کتاب چیست؟

هنوز اسمی برای آن انتخاب نکردم. این کتاب بسیار باشکوه است و در حدود 600 صفحه می‌شود.

 

 

* احمد زارعی در حوزه شعر و نقد شعر سرآمد بود

 

فارس: در رابطه با «احمد زارعی» هم مثل این که خاطراتی دارید و او فردی است که در ادبیات انقلاب اسلامی خیلی اثرگذار بود.

من و احمد هم جبهه با هم بودیم و هم در دانشگاه تهران با هم همکلاس بودیم. با اینکه من با قیصر روزگاران بسیاری را پشت سر گذاشتم، با ایشان هم روزگاران زیادی را گذراندم و ایشان همیشه به من می‌گفت تو پدر من هستی و من هم به شوخی و جدی او را پسرم صدا می‌زدم. احمد زارعی اگر از حق نگذریم باید اذعان کنم که در گستره شعر و نقد شعر غوغا بود. یعنی ما کسی را این چنین نداشتیم و مقام بلند او انکارناپذیر است. احمد زارعی در حوزه شعر و نقد شعر سرآمد بوده است که متاسفانه زود فروخفت.

 

فارس: نظر شما در رابطه با نقدهای احمد زارعی چه هست؟

نقدهایش اندیشه‌های نویی بود که دیگران از آن غافل بودند.

 

فارس: مثلا؟

الان خدمت‌تان عرض می‌کنم. من یادم می‌آید که نقدی از ایشان در کیهان فرهنگی چاپ شده بود و من آن را محضر «استاد شفیعی کدکنی» برده بودم و وقتی آن نقد را استاد شفیعی دیدند، گفتند باور نمی‌کنم که بچه‌های نسل امروز این قدر خوش‌فکر و نوآور و نواندیش باشند.

 

فارس: یعنی در رابطه با نقد «احمد زارعی» گفتند؟

در مورد نوع نگاه و اندیشه‌های «احمد زارعی» و حتی بعد که فهمیده بود او خراسانی است و شاعر وقتی او را نشانش می‌دادم چونکه احمد زارعی از خودنمایی پرهیز می‌کرد.

 

فارس: فرد دیگری که می‌خواهم شما راجع به او صحبت کنید و دورانی را هم با او سپری کردید مصطفی علی‌پور هست؟

عزیز ما مصطفی علی‌پور، حالا باید بگویم چون که صد آمد نود هم پیش ماست، مصطفی علی‌پور هرچند که دیر آمد ولی شیر آمد، مصطفی علی‌پور در واقع پدیده نوظهور نقد و شعر معاصر ماست. او تئوریسین ادبیات معاصر ما است، اگر از حق نگذریم.

 

فارس:‌«زبان شعر امروز» او را دیده‌اید؟

بله، بله

 

فارس: نظرتان راجع به آن چیست؟

شگفت‌آور و بسیار قدرتمند است، تئوری‌های مصطفی انصافا و از حق نگذریم پدیده نویی در ادبیات معاصر ماست.

 

فارس: مثلا کدام تئوری او؟

تئوری که از حیث فرم‌شناسی، زبان، بیان و مضامین ارائه می‌دهد.

 

فارس: یعنی بیشتر به فرمالیست‌های روسی توجه دارد؟

نه، نه، به فرمالیست‌های اروپایی البته به فرمالیست‌‌های روسی هم توجه دارد ولی بیشتر به اندیشمندان اروپایی پرداخته است.

 

فارس: مانند چه کسانی؟

تا اسم‌ها یادم بیاید باید عرض کنم که من هم در این زمینه کار کردم و نوشته‌های من در حوزه شعر و نقد شعر و مکتب‌ها در هفته نامه دنیای کتاب چاپ می‌شد.

 

فارس: که زیرنظر خانه کتاب بود؟

نه، زیر نظر آقای «حسین رحمتی»‌ از همکاران من در روزنامه اطلاعات چاپ می‌شد.

 

فارس: چرا اسم علی‌پور را در کتاب «فرهنگ شاعران جبهه و جنگ» نیاوردید؟

آن زمان هنوز بازنشسته بود.

 

فارس: آن زمان که «از گلوی کوچک رود» او چاپ شده بود؟

باشد، مجله بعدی را ما با کیهان تفاهم نداشتیم، در کیهان دوستانی آمده بودند.

 

فارس: چرا نام مصطفی علی‌پور نیامده است؟

در مجله بعدی آمده بود که چاپ شده است.

 

فارس: خوب این از «الف تا ی» است؟

باشد، آن زمان این را خلاصه ارائه داده بودیم. چونکه با کیهان درگیر بودیم. آن زمانی که وزیر دادگستری مدیر مسئول کیهان شده بود ما با هم درگیر بودیم و در هنگام چاپ آقای «شریعتمداری» سرشار از بزرگواری بودند، ولی دوستان دیگر یک مقدار کم‌ لطف بودند.

 

فارس: «محمدرضا مهدیزاده» که از دوستان شما هست و شما بیشتر با او بوده‌اید می‌خواهیم در رابطه با نثر ادبی «محمدرضا مهدیزاده» و شعرش برای ما صحبت کنید.

می‌دانید که ما در ادبیات از قرن چهارم تا اکنون بخشی را به نام «نثر» داریم. البته با چاپ کتاب «قرآن قلب» به کوشش «دکتر علی رواقی» نثر ما از «حدود العالم»‌ عقب‌تر می‌رود. می‌رسد به ترجمه «قرآن قطب» که ترجمه بسیار سخت اما سرشار از واژگان ایران باستان است.

 

فارس: یعنی تقریباً همین کاری که آقای گرمارودی کرده است؟

گرمارودی این کار را نکرده است. گرمارودی به آن اندیشه و درجه هنوز نرسیده است و با آن خیلی فاصله دارد. کاری را دوستان ما دکتر «ناصرپژوه»، دکتر «سیدحسن سادات ناصری» و من هم انجام دادم که تفاسیر پارسی از آغاز تا اکنون است.

 

فارسی: از مهدیزاده دور نشویم.

امّا مهدیزاده،‌ همانطور که دکتر سید حسن حسینی هم در نقد شعر انقلاب مطرح می‌کند راهنمای شاعران است.

 

فارس: یعنی کتاب «گزیده شعر جنگ و دفاع مقدس»؟

نه،نه، یک کتاب دیگر نقد و شعر معاصر است که از ایشان چاپ شده است و در آن کسانی که در گستره شعر انقلاب کوشیده‌اند را نقد می‌کند.

 

فارس: کدام کتاب ایشان است استاد؟

اسم آن را فراموش کرده‌ام.

 

 

* بسیاری از کسانی که اکنون صاحب فکر و اندیشه ان، خوانندگان صفحه تماشاگه راز اطلاعات هفتگی بوده‌اند

 

فارس: همین کتاب « گزیده شعر جنگ و دفاع مقدس» است دیگر استاد.

شاید همین باشد. در آنجا هم «دکتر سید حسن حسینی» ‌از «محمدرضا مهدیزاده» ‌تجلیل می‌کند. آقای «محمدرضا مهدیزاده» بیش از بیست سال است که فروتنانه صفحه تماشاگه راز مجله اطلاعات هفتگی را به هدایت شاعران اختصاص داده است. بسیاری از کسانی که اکنون شاعر هستند و صاحب فکر و اندیشه همه خوانندگان صفحه تماشاگه راز اطلاعات هفتگی بوده‌اند.

 

فارسی: ایشان در حال حضار سردبیر نشریه «روزهای زندگی» هستند.

بله آقای مهدی‌زاده دو مدرک دارند: یکی دکترای روزنامه نگرای و دیگری ادبیات فارسی. آقای مهدی‌زاده همانطور که خودتان اشراف دارید شاعری توانمند و اندیشمند هستند و بخش قابل توجهی از کارهای او را نثرهایش تشکیل می‌دهد.

 

فارس: استاد! یک زمانی شما در زندان به سر می‌بردید؟ چرا؟ لطفاً به خاطرات زندان خود اشاره کنید.

من دو مجله داشتم: یکی ادبی به نام «بیدار» و دیگری مجله «مردم و زندگی» که خانوادگی بود. خب کسی که مدیر تشکیلاتی باشد به هر حال فراز و فرودهایی را پشت سر می‌گذارند. مؤسسه‌ ما خصوصی بود و حمایت دولتی نمی‌شدیم. با نادانی چند تا از کارمندان، مؤسسه دچار تنش زیادی می‌شد و تا ما آمدیم به خود بجنبیم و تنش‌ها را سروسامان دهیم و افراد را نجات دهیم، دچار مشکل شدیم و چون تشکیلات به نام و مدیریت من بود، ناگزیر همه را من به جان خریدم و به شوخی و یا جد توفیق حضور در زندان را پیدا کردم.

 

 

* شماری از کتاب‌های خودم از جمله ترجمه نهج‌البلاغه به فارسی را در زندان انجام دادم

 

فارس: چه سالی؟

سال 1379 تا 1381، دو سال در زندان قصر بودم. بعد با عنایت و حمایت دوستان آزاد شدم و علی رغم توطئه‌ها تمام مشکلات حل شد و بدهی من از 600میلیون به 25میلیون رسید و متوجه شدیم که خیلی از چک‌ها دزدی بوده و آن را ثابت کردم و 25میلیون را دادیم و آزاد شدم. با هنرمند بزرگ منوچهر نوذری در زندان قصر هم خرج بودیم. در زندان قصر در این دو سال یک مجله‌ای را با حمایت سازمان زندان‌ها به نام «شقایق» در می‌آوردم که آن زمان آیت‌اله هاشمی شاهرودی که خدا حفظش کند خیلی به من توجه می‌کرد و من این نشریه را با امکانات زندان بسیار پخته در می‌آودم و خیلی راحت بودم گویی اینکه آنجا زندانی نبودم و کارمند بودم و در زندان خیلی به من خوش می‌گذشت و یکی از کارهای دیگری که آنجا انجام دادم، مجموعه نثرهای ادبی من بود که عزیز من سید مهدی شجاعی آن را در نیستان چاپ کرد و در زندان هم به من حق‌التألیف می‌داد. شماری از کتاب‌های خودم از جمله ترجمه نهج‌البلاغه به فارسی را که ادامه ترجمه‌هایی بود که در اطلاعات هفتگی چاپ می‌شد را در زندان انجام دادم.

 

فارس: از ارتباط خود با منوچهر نوذری بیشتر بگویید.

منوچهر نوذری علی رغم ظاهر و کارهایش در رادیو که به نظر می‌رسید بسیار طنّاز باشد، اتفاقاً بسیار ترش‌روی و جدی بود. مرتب هم سیگار می‌کشید و زمانی که در زندان بود دچار بیماری قلبی شده بود و قلبش را در همان سالهای زندان در بیمارستان امام خمینی عمل کرد. گویا اینکه او در کیش سرمایه‌گذاری کرده بود و تشکیلات زیر مجموعه او دچار مشکل شده و چون چک‌ها به نام او بود با چالش روبرو شده بودند و ایشان هم مانند من دو سال در آنجا بودند.

 

 

* «مثل یک خواب» 90درصد روایت خود من و 10درصد روایت دیگران در جنگ است

 

فارس: شما اسیر هم بودید؟

نه، اسیر نبودم. کتاب «مثل یک خواب» 90درصد روایت خود من و 10درصد روایت دیگران در جنگ است.

 

فارس: وقتی که ما این کتاب را می‌خوانیم، می‌بینیم که حالت مینی‌مال دارد. چرا تا به حال سراغ خاطرات مینی‌مال نرفته بودید؟

علتش این است که مسئولین ما و کسانی که تشکیلات ادبی بر عهده‌شان است مدیر خوبی نبوده‌اند. نگاه کنید الان باید کار فرهنگی را به دست چهره‌ی فرهنگی سپرد. به عنوان مثال شما نباید کار اقتصادی را به دست یک ورزشکار بدهید و یا کار ورزشی را نباید دست یک فرد ورزشکار داد.

 

 

* ادبیات ما باید دست اهلش باشد

 

فارس: قبل از مصاحبه یک نکته‌ای گفتید که سیاست‌زده شدند تا فرهنگ زده نشویم. در رابطه با این بیشتر توضیح دهید.

درسته که سیاست ما عین دیانت ما است، ولی هر کسی را بهر کاری ساختند. وقتی که یک وزارتخانه‌ای مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دست یک فرد غیر فرهنگی بیافتد آن کار استحاله می‌شود و به ویرانی کشیده می‌شود. ادبیات ما هم همینطور است، باید ادبیات دست یک فردی مثل من نجف‌زاده باشد. ما در ادبیات غرقیم، استحاله‌ایم.

 

فارس: یک سؤالی که می‌خواهم درباره آن بیشتر صحبت کنم، یک کتاب مأخذی است به عنوان‌ «فرهنگ شاعران جنگ و مقاومت». به این دلیل مأخذ می‌گویم که دست شخص بنده را خیلی گرفته است. این کتاب، کتاب زیبایی است، امّا اگر ادامه داشته باشد خیلی بهتر است. یک نکاتی را در مورد این کتاب به حالت نقد می‌گویم و اگر شما پاسخی داشته باشید خیلی خوشحال می‌شوم. ببینید شما سراغ یکسری از بزرگان ادبیات انقلاب اسلامی رفته‌اید و به سراغ یک عده دیگر نرفته‌اید. در رابطه با این موضوع دلیل خود را بفرمایید.

من این کتاب را در چهار جلد درست در روزگارانی که «دکتر محمد اصغری» که آدم بسیار فروتنی بودند و احترام زیادی هم برای من قائل شده بودند را چاپ کردم. همزمان با این کتاب، کتاب «زنان داستان نویس را هم داده بودم، کتاب «زنان داستان نویس» را «جلال رفیع» ویرایش کرده بود و کتاب برای «طنزنویسان» ‌را هم ایشان یک مقدمه ی بسیار طنّازانه زیبا نوشته بودند. بعد از آقای اصغری که آقای شریعتمداری آمدند «زنان داستان نویس» را اجازه ندادند که چاپ شود، ولی ما «کتاب فرهنگ شاعران جنگ و مقاومت» را با یک چالش نابهنجاری به چاپ رساندیم، این کتاب، کتاب مرجع است و تمام کارهایی که من در آن انجام داده‌ام مورد توجه محققان است، امّا متأسفانه با ما همراه نبودند.

 

فارس: طریقه ویرایش و نوشتار کتاب به این صورت است که کتاب با خودنوشت حسین اسرافیلی شروع می‌شود: در معرفی خود به طور مختصر و مفید نوشته حسین اسرافیلی متولد 1330 تبریز، صادره از مراغه، دیپلم، قد 168، رنگ چشم مشکلی، رنگ مو خرمایی، مجموع شعر تولد در میدان، مجموعه شعر در سایه ذوالفقار، مجموعه شعر آتش در خیمه‌ها» درست است و بعد شما شعرش را می‌آورید. ولی به عنوان مثال برای یک شاعری مانند دکتر صابر امامی نزدیک 16 سطر خودتان می‌نویسید. چرا همه اینها یک دست نیست و زندگی نامه و بیوگرافی همه را خودتان ننوشتید؟

ابتدا طرحم این بود که خود نوشته باشد و بعد نمونه آثار و گزینه از سوی خود شاعران، شما می‌دانید که شاعران دنیای خاص و متغیری دارند. متأسفانه با من همکاری نمی‌کردند و آنها بیشتر کارهای من را به شوخی می‌پنداشتند.

 

فارس: تقریباً این مثل تذکره است؟

کلاً تذکره است، نه تقریباً.

 

فارس: تذکره در شعر انقلاب اسلامی.

کار نویی است.

 

 

* نامه‌های زیادی برای من آمد که آقا تو رو خدا این کارها را گسترش دهید

 

فارس: چه باید بکنیم برای تذکره شعر انقلاب اسلامی؟

باید دوباره و زیبا نوشت. با توجه به منابع می‌توان خوب نوشت. ما به این آثار نیاز داریم. من وقتی کتاب «طنز سرایان» که هنوز هم جزء کتاب مرجع حساب می‌شود را نوشتم، نامه‌های زیادی برای من آمد که آقا تو رو خدا این کارها را گسترش دهید. یکی از ویژگی‌های کارهای من نوآوری و نواندیشی است.

یک کار دیگری که جزء آثار بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس است به نام «حماسه مقاومت» جلد چهار.

 

فارس: چرا جلد چهار؟

7سال هر دو سال یک کاری را به نام حماسه مقاومت شماره 1 و 2 و 3 ارائه می‌دادم و جلد چهار آن را من نوشتم.

 

فارس: در مورد تذکره چه باید بکنیم؟

باید با حمایت مادی نهادهای انقلابی و دولتی این کارها را ارائه داد.

 

فارس: حالا اگر نهادهای دولتی حمایت نکردند چطور؟

هیچ کاری نمی‌شود کرد.

 

فارس: چرا نمی‌شود کاری کرد؟

چون جنبه مادی و سرمایه‌گذاری دارد. مخصوصاً الان که کاغذ بسیار گران است.

 

فارس: من نظرم این است که بدون حمایت‌های دولتی هم شعر انقلاب و تذکره‌های آن خریدار دارد.

نه،نه، من دنبال آن رفتم.

 

فارس: ببینید استاد، مثلاً داستان نویسی مانند رضا امیرخانی،‌ شاعری مثل دکتر قیصر امین‌پور و امثال آنها شعرهایشان بدون حمایت دولتی خریدار دارد؛ چرا ندارد؟

خب اینها کم هستند، شما ملاحظه بفرمایید که بازار کتاب شعر الان به شدت فروکش کرده‌ است.

 

فارس: فکر می‌کنم که بعضی از دوستان شاعر نتوانستند وارد فضای شعر شوند و جدی بیاندیشند. چرا که ما در حال حاضر مشکل تفکری در شعر داریم نه مشکل مخاطب. چرا شعر فاضل نظری به عنوان مثال در سه، چهار ماه به چند مرحله چاپ می‌رسد و  خریدار پیدا می‌کند؟

و سپس افول می‌کند، فاضل نظری علی‌رغم چندین چاپی که شده اُفول است.

 

فارس: نه، نه، نه همینطور ادامه دارد.

نه، من ادبیات درس می‌دهم. اگر به من بگویید پوست این پرتقال را بکن نمی‌توانم این کار را به خوبی انجام دهم. ولی کار من ادبیات است. الان بحث است که چه شعری ماندگار است و چه کسانی می‌توانند جای اخوان، احمدشاملو، نیما، محمد زهری، خانلری و دیگران را بگیرند، توجه فرمودید این بودن و جاودانه بودن مهم است. ما نمی‌توانیم نان قرض دهیم. من از نخستین کسانی بودم که از فاضل نظری حمایت کردم.

 

 

* برای جلوبردن تذکره باید حمایت دولتی پشت سرمان باشد

 

فارس: حالا تذکره راه چگونه باید جلو ببریم؟

باید حمایت دولتی باشد. چون که بدون حمایت مالی دولتی اصلاً امکان ندارد. من به ناشری پیشنهاد کردم که «فرهنگ شاعران جنگ» را ادامه دهید او گفت: من چنین کاری را انجام نمی‌دهم به دلیل اینکه روی دستم می‌ماند!

 

 

* آینده ادبیات انقلاب اسلامی را پرغوغا، پر جنبش و پر از ارزش می‌بینم

 

فارس: آینده ادبیات انقلاب اسلامی را چگونه می‌بینید؟

آینده آن را پرغوغا، پر جنبش و پر از ارزش می‌بینم، امّا اگر حمایت دولتی نباشد فروکش خواهد کرد.

 

فارس: البته من با این حرف شما کاملاً مخالفم!

اشکال ندارد!

 

فارس: چونکه همه‌اش هم نباید در این مسایل به دولت تکیه کنیم.

نگاه کنید ما تکیه مادی می‌خواهیم. الان من دانشگاه درس می‌دهم، دانشجو می‌آید پایان‌نامه فوق‌لیسانس و رساله‌ دکترایش را در رابطه با ادبیات انقلاب می‌نویسد. همین الان که دارم با شما صحبت می‌کنم یک دانشجویی به نام آقای روشن بخش پایان‌نامه فوق لیسانس را درباره مجله «کمان» که آقای کمره‌ای، سرهنگی و بهبودی چاپ کرده‌اند اختصاص داده است که اینکار، یک کار بسیار نو و قشنگی است، امّا اگر حمایت حوزه هنری نباشد این پروژه بی ارزش است.

 

فارس: خوب ایشان کار خودش را به عنوان پایان نامه انجام دهد.

انجام داده امّا حوزه هنری دارد او را حمایت می‌کند. اگر حمایت نمی‌کرد هیچ وقت این کار به بار نمی‌نشست.

 

فارس: من می‌گویم که یک اثر خوب می‌تواند جای خود را باز کند. ببینید قیصر امین‌پور کتاب «آینه‌های ناگهان» را خودش برای بار اوّل چاپ می‌کند. یعنی ناشر مؤلف است و بعد از آن، کتاب را نشر افق می‌زند؟ چرا؟

خُب قیصر یک استنثاء بود.

 

فارس: نه، سلمان هم همین است.

سلمان هم اگر فوت نمی‌کرد این حرف را نمی‌زدیم. چونکه ما ایرانی‌ها مرده‌پرست هستیم، همان موقع هم اگر حمایت دوستان نبود و کتاب او در حوزه چاپ نمی‌شد، هیچ وقت سلمان، سلمان نمی‌شد.

 

فارس: حالا از این بحث بگذریم. فرمودید که آینده انقلاب اسلامی را چگونه می‌بینید؟

ماندگار و جاودانه.

 

فارس: چرا؟

به این دلیل که الان ما در دانشگاه‌ها دو رشته و دو درس داریم: یکی ادبیات انقلاب اسلامی و دیگری ادبیات دفاع مقدس که این دو رشته و شاخه‌ای در حوزه ادبیات شده‌اند. مانند رشته‌های ادبیات در اروپا.

 

فارس: استاد! در حال حاضر به چه کاری مشغول هستید؟

هم در دانشگاه درس می‌دهم و هم در یکی از انتشاراتی‌ها کتاب می‌نویسم و چاپ می‌شود.

 

فارس: کدام انتشارات؟

انتشارات فرهنگ کاوش و تجلی مهر.

 

فارس: در کدام دانشگاه‌ها تدریس می‌کنید؟

دانشگاه تهران، قم، کرمان، جامع علمی کاربردی و دانشگاه آزاد.

 

فارس: و سخن آخر؟

اکنون فرصت‌های بسیار زیادی را برای خلق آثار داریم و لازمه آن داشتن یک رهبری فرهنگی و ادبی خوب است.

 

فارس: یک سؤال که فراموش کردم از شما بپرسم این است که مصاحبه‌های این چنینی که تا به حال با نزدیک به بیست نفر گفت و گو  کردیم چه تأثیری می‌تواند بر ادبیات انقلاب اسلامی داشته باشد. البته با محور ادبیات انقلاب و ادبیات معاصر؟

این اندیشه بسیار زیباست؛ به شرط اینکه خوب هدایت و حمایت شود. شما اگر تمام تلاش‌هایتان را بکنید امّا نتوانید انعکاس دهنده خوبی باشید، در برابر شما بلندگوها و تریبون‌هایی که مخالفان دارند خیلی بهتر کار می‌کنند. یک کتاب ضعیفی در آلمان چاپ شده بود. آن را برای من آورده بودند تا آن را نقد کنم. دیدم آن کتاب مزخرف‌ترین سروده ها را دارد، امّا نفیس‌ترین چاپ را برداشت. ولی شما ببینید این کتاب مصطفی علی‌پور که زیباترین نقد را دارد به بدترین حالت ممکن منعکس شده است.

 

فارس: «زبان شعر امروز» برنده جایزه هم در چند جا شد.

علی‌پور آدم بزرگی است، نظریه‌پرداز بزرگی است.

 

فارس: حرف دیگری هم اگر باقی مانده است بفرمایید.

من به شما و همه دوستانم در خبرگزاری فارس و دیگر نهادها و خبرگزاری‌های فرهنگی و نهادهای ادبی دست مریزاد و خسته نباشید می‌گویم. امیدوارم که با پشتوانه‌هایی که می‌شوید این کشتی به گل نشسته را هدایت کنید و ارزشها را پاس بدارید.

 

........................................

گفت وگو و تدوین: حسین قرایی